22/9/90
8:15 ع
بر خاک بخواب نازنین تختی نیست
آواره شدن حکایت سختی نیست
از پاکی اشک های خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
شبی گفتم به او با بی قراری
به غیر از من کسی را دوست داری؟
دو چشمش از خجالت در هم افتاد
میان گریه هایش گفت آری!
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه
من میگم بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه!
22/9/90
8:11 ع
22/9/90
8:8 ع
به یاد گریه ی پنهان تو را دیگر نمی خواهم
به یاد تلخی دوران تو را دیگر نمی خواهم
من از تنها شدن تنها نشستن ها گریزانم
برای دوری از زندان تو را دیگر نمی خواهم
فقط من با تو خوش بودم تو با هر بنده ای دلخوش
به حرمت های این پیمان تو را دیگر نمی خواهم
و حرف آخر من هم در این دنیای بیگانه
همین یک جمله ی آسان
تو را دیگر نمی خواهم
17/9/90
10:41 ع
بنویسید به دیوار سکوت ......... عشق سرمایه ی هر انسان
است
بنویسید به لب،حرف قشنگ........ حرف بد وسوسه ی شیطان
است
و بدانید که فردا دیر است
و اگر غصه بیاید امروز ........ تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید راهی را که کنون ، تا ابد راه صداقت برود
و بکارید به هر خانه گلی ، که فقط بوی محبت بدهد
من اگر روح پزیشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازی دوران دارم
دل گریان لب خندان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم
در غمستان نفسگیر اگر نفسم میگیرد
یا اگر دست زمان در ازای هر نفس جان مرا میگیرد
آرزو در دل من متولد نشده میمیرد
به تو عشق تو ایمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترین انسانم
به وفای همه بی ایمانم
به تو وعشق تو ایمان دارم
17/9/90
10:27 ع
ما گنهکاریم آری جرم ما هم عاشقی است
آری اما آنکه آدم هست و عاشق نیست کیست ؟
زندگی بی عشق گر باشد همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل کار دشواریست نیست ؟
زندگی بی عشق گر باشد لبی بی خنده است
بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست !
زندگی بی عشق گر باشد هبوطی دائم است
آنکه عاشق نیست هم اینجا هم آنجا دوزخی است !
عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است
می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست ؟
تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب
بر در و دیوار می پیچد طنین چیست ؟ چیست ؟